خلاصه قسمت های سیب ممنوعه

خلاصه قسمت های سیب ممنوعه

2862 348x187 - خلاصه قسمت های سیب ممنوعه

خلاصه قسمت ۱۵۹ سریال سیب ممنوعه

صبح سر میز صبحانه، زهرا در مورد قرار دیدار هالیت با مدیر برنامه هایش، آقا آکین به آن اطلاع میدهد هالیت که حوصله رفتن به این قرار را ندارد، از زهرا میخواهد که خودش برود شاهیکا نیز قوری ییعیت و لیلا را نیز پیشنهاد می‌دهد ؛ مادر ییلدیز به خانه برمی‌گردد ییلدیز بچه را به او سپرده و خودش برای انجام کارهای شخصی بیرون می رود .

در دفتر کایا، یکی از دوستان جانر که قصد طلاق دارد به آنجا می آید تا با کایا قرارداد ببندد او به محض ورود، به لیلا خیره شده و خریدارانه به او نگاه میکند او وقتی به اتاق کایا می رود، مقابل او از لیلا تعریف کرده و او را برای خوشگذرانی بعد از طلاق مناسب میداند کایا از این حرف عصبانی شده و وکالت آن مرد را نمی پذیرد و او را بیرون میکند جانر وقتی ماجرا را میفهمد شرمنده شده و پیش کایا می آید تا از او عذرخواهی کنداو سپس از کایا برای خودش و امیر اجازه میگیرد تا برای کمک به ییلدیز برای مراسم ختنه پسرش بیرون بروند ، ییلدیز و جانر و امیر به کافه ای می روند ییلدیز از جانر میخواهد که در مهمانی، مسئول دریافت کادوها باشد و امیر نیز حواسش به بچه باشد .

شب، زهرا و آکین به همراه ییعیت و لیلا به رستوران می روند آکین که منتظر دیدن هالیت بوده و بخاطر پولدار بودن او قصد تلکه کردنش را دارد، از اینکه هالیت نیامده جا میخورد لیلا میگوید که قرار است یکی از دوستانش به اسم امره نیز بیاید او به عمد این کار را برای برانگیختن حسادت ییعیت کرده است در حین شام خوردن هنگامی که امره به دستشویی می رود، ییعت نیز رفته و او را تهدید میکند که دیگر دور و بر لیلا نباشد امره دیگر سر میز شام برنمی‌گردد و لیلا را بلاک میکند لیلا از این رفتار امره متعجب می شود هنگامی که آنها به خانه برمیگردند، ییعیت به دروغ در مقابل کنجکاوی شاهیکا، در مورد علت رفتن ناگهانی امره اظهار بی اطلاعی میکند.

شب، هالیت برای هالیت جان خرید کرده و به دیدن او می رود او بخاطر حرفهای شاهیکا روی امیر حساس شده و فکر میکند که شاید او و ییلدیز با هم رابطه ای دارند؛ روز بعد، مهمانی در خانه هالیت برگزار می شود در مهمانی، کایا پیش لیلا آمده و به او میگوید که بعد از مهمانی برای او سوپرایزی دارد کمی بعد، اندر نیز به مهمانی می آید هالیت و شاهیکا از اینکه ییلدیز اندر را دعوت کرده عصبی می شوند شاهیکا پنهانی به اتاق هالیت رفته و با گوشی جدیدش به آن مرد زنگ می زند او میگوید که نیازی به کشتن بچه نیست و به زودی ییلدیز را از میان برداشته و خودش مادر بچه می شود او وقتی از اتاق بیرون می آید ، اندر بابت داشتن گوشی پنهانی شاهیکا به او کنایه می زند و او را تهدید میکند‌ .

کایا از لیلا میخواهد که زودتر بروند تا به سوپرایزش برسند آنها سوار ماشین می شوند و در راه، کایا به لیلا میگوید که بعد از شنیدن خاطرات کودکی او، تصمیم گرفته که حالا او را به ازمیر، پیش مادربزرگش ببرد لیلا که به کایا دروغ گفته بود شوکه می شود و رنگش می پرد .

ییلدیز بعد از تمام شدن جشن، از هالیت میخواهد به اتاق بروند تا در مورد تصمیمش به او خبر بدهد هالیت با تصور اینکه ییلدیز قبول کرده تا با شاهیکا در آن خانه زندگی کند ، با خوشحالی منتظر است ییلدیز برگه طلاق را از کیفش بیرون آورده به هالیت میگوید که قصد طلاق دارد و از او میخواهد برگه را امضا کند هالیت شوکه می شود .

قسمت ۱۶۰ سریال سیب ممنوعه

ییلدیز بعد از دادن برگه طلاق، از اتاق بیرون می آید شاهیکا به اتاق هالیت می رود و در مورد کار ییلدیز سوال میکند هالیت برگه طلاق را پنهان کرده و چیزی نمی‌گوید .

لیلا که نمی‌داند چگونه از موقعیت فرار کند،به بهانه دست‌شویی از کایا میخواهد که سر راه نگه دارد او پیاده شده و سریع به سیبل زنگ می‌زند و ماجرا را به او گفته و دنبال راه چاره است سیبل راه حلی برای او ندارد لیلا بیرون آمده و به کایا میگوید که با مادر بزرگش تماس گرفته و فهمیده که او خانه نیست و نمی‌توانند بروند کایا قبول کرده و آنها مسیر را به استانبول برمیگردند لیلا از اینک این بار نیز قضیه را حل کرده نفس راحتی میکشد.

شاهیکا در اتاق هالیت شنود کار گذاشته‌ است او به اتاق خودش می رود و حرفهای ضبط شده ییلدیز و هالیت را گوش میکند او وقتی میفهمد که ییلدیز قصد طلاق دارد، علت اینکه هالیت این موضوع را از او پنهان میکند درک نمیکند.

وکیل هالیت پیش او آمده است هالیت از اینکه اولین بار است کسی خودش از او طلاق میخواهد عصبی است متین نیز به هالیت میگوید که نوزاد را نمیتوان از مادرش جدا کرد و بچه پیش ییلدیز میماند
اندر و جانر به خانه ییلدیز می روند آنها دور هم جمع شده و در مورد تصمیم طلاق ییلدیز صحبت میکنند اندر موافق خالی کردن میدان برای شاهیکا نیست اما ییلدیز می‌گوید که این کار برای خودش و آینده پسرش بهتر است و اریم نیز رابطه اش با اندر بهتر شده، پس احتیاجی به بودن او در آن خانه ندارد.

شب، کایا که وکیل ییلدیز شده است به خانه آمده و از ییلدیز میخواهد که هر چه سریع تر از خانه امیر برود، زیرا ماندن او به عنوان زن تنها در خانه پسر مجرد می‌تواند بهانه ای برای ایجاد مشکل در روند طلاق باشد ییلدیز جایی را سراغ ندارد اما به ناچار باید برود.

شب در خانه هالیت ماجرای درخواست طلاق را برای شاهیکا تعریف میکند شاهیکا برای اینکه هالیت بتواند بچه را بگیرد، میگوید که مطمئن است ییلدیز و امیر با یکدیگر در رابطه هستند، و برای همین سریع درخواست طلاق داده‌ تا بچه را با امیر بزرگ کند او از هالیت میخواهد که مدتی ییلدیز را تعقیب کند هالیت به شدت از حرفهای شاهیکا عصبانی شده و با او دعوا میکند.

صبح، امیر با جانر تماس گرفته و از او و اندر میخواهد که در صورت امکان، ییلدیز و مادرش برای مدتی تا تمام شدن پروژه طلاق در خانه او بمانند اندر موافق نیست اما جانر تایید میکند و اندر در عمل انجام شده قرار میگیرد ییلدیز از همکاری اندر خوشحال می شود.

هالیت به دفتر کایا رفته و از اینکه او بی‌خبر از هالیت وکیل ییلدیز شده با او دعوا میکند کایا خودش را موظف به توضیح به هالیت نمی‌داند؛ شاهیکا به شرکت پیش هالیت می رود او متوجه می شود که وضعیت کارهای هالیت به هم ریخته است هالیت میگوید که باید برای ترخیص احناسش خودش به گمرک برود شاهیکا سپس پنهانی با آن مرد تماس گرفته و خبر را به او میدهد او بعد از شرکت به دفتر کایا می رود و با او بخاطر قبول کردن پرونده ییلدیز بحث میکند موقع رفتن، شاهیکا پیش امیر می رود و یا نقشه ای از امیر میخواهد که نیمه شب ییلدیز قرار بگذارد تا با هم صحبت کنند.

اندر برای صبحت در مورد گرفتن سهمش از شرکت میخواهد پیش هالیت برود ییلدیز نیز بند ناف بچه را طبق رسم میخواهد در شرکت دفن کند تا بچه اش در آینده رییس شرکت بشود آنها با یکدیگر به شرکت می روند‌ اندر پولش را از هالیت میخواهد، اما هالیت میگوید بخاطر شرایط بد شرکت فعلا توانایی پرداخت تمامی پول را ندارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست بعدی

تهیه عصرانه ساده و خوشمزه

پ آوریل 9 , 2020
تهیه عصرانه ساده و خوشمزه برای خواندن به ادامه جونت برین …
.jpg?v=1586354286 - خلاصه قسمت های سیب ممنوعه.jpg?v=1586354286 - خلاصه قسمت های سیب ممنوعه

ممکن است بپسندید